تورم به زبان ساده – قسمت دوم

قسمت‌های قبلی :

برخی مسائل درباره تورم

برخی می‌گویند، اینکه تورم را به فقط حجم پول مرتبط بدانیم، ساده‌سازی بیش ازحد است. همینطور است، بسیاری شرایط دیگر را هم باید در ذهن داشت.

برای مثال، عرضه پول را نباید صرفا عرضه ناشی از دست به دست شدن پول درنظر گرفت، بلکه بواسطه اعتبار بانکی هم ایجاد می‌شود. مخصوصا در آمریکا، جایی که بسیاری از پرداخت‌ها با چک انجام می‌شود. و این واقعا ساده‌سازی افراطی است اگر بگوییم ارزش یک دلار فقط به میزان عرضه فعلی پول وابسته است. ارزش آن حتی متاثر از انتظارات آینده از عرضه دلار نیز می‌باشد.

برای مثال، اگر بیشتر مردم بترسند از اینکه ممکن است از الان تا یکسال آینده عرضه پول بیشتر شود، ارزش فعلی دلار هم ( که براساس قدرت خرید آن محاسبه می‌شود) کمتر از میزانی است که حجم فعلی دلار، ضمانت آنرا می‌کند.

ارزش هر واحد پولی مانند دلار، فقط به مقدار پول وابسته نیست، بلکه کیفیت آن هم موثر است. وقتی کشوری از استاندارد طلا خارج می‌شود، برای مثال طلا و یا حق گرفتن طلا به کاغذ تبدیل می‌شود، ارزش پول کم خواهد شد حتی اگر در مقدار آن تغییری ایجاد نشود. به این دلیل است که مردم به طلا ایمان و اعتماد بیشتری نسبت به قول و قرارهای مدیران پولی دولت‌ها دارند.


بطور خلاصه، ارزش پول به دلایلی که ارزش هر کالایی تغییر می‌کند، می‌تواند تغییر نماید.

همانطور که ارزش گندم صرفا وابسته به میزان عرضه فعلی نیست و متاثر از میزان عرضه آینده و کیفیت گندم است، قیمت یک دلار هم به موارد مشابهی بستگی دارد.

ارزش پول مانند ارزش کالاها، فقط با روابط مکانیکی و فیزیکی تعیین نمی‌شود. بلکه در درجه اول متاثر از فاکتورهای روانشناختی است که اغلب بسیار پیچیده‌اند.

در موضوع درمان و دلایل تورم، باید حواستان به یک چیز باشد، و آن علیت‌های واقعی است. علیت‌هایی که برقرار نیستند اما اینطور تصور می‌شوند، می‌توانند گمراه کننده باشند. برای مثال، بارها گفته شده که ارزش یک دلار نه تنها وابسته به حجم آنست، بلکه متاثر از «سرعت گردش پول» هم می‌باشد.

درحالیکه، افزایش سرعت گردش پول علت کاهش ارزش پول نیست. بلکه خودش یک نتیجه ترس افراد از کاهش ارزش پول است. ( یا به شکل دیگری می‌شود گفت، نتیجه نگرانی افراد از افزایش قیمت کالاهاست ). این موضوع افراد را تحریک می‌کند تا پول را با کالا مبادله کنند.

تاکید برخی نویسندگان بر «سرعت گردش پول» یک مثال از خطاهایی از مدل جابجا کردن دلایل واقعی روانشناختی با دلایل مکانیکی نامفهوم است.

در پاسخ به کسانی که می‌گویند تورم با افزایش پول و اعتبار ایجاد می‌شود، می‌گویند که قیمت کالاها معمولا قبل از افزایش عرضه پول افزایش پیدا می‌کند.

این درست است، این دقیقا همان اتفاقی است که با شروع شدن جنگ کره رخ داد. قیمت مواد اولیه استراتژیک از ترس ایجاد کمبود بالا رفتند. دلال‌ها و تولید کنندگان برای سود و انبار کردن شروع به خرید آنها کردند. اما برای آنکه بتوانند چنین کنند از بانک‌ها پول قرض گرفتند. این افزایش قیمت‌ها همراه بود با افزایش وام‌ها و سپرده‌های بانکی.

از ۳۱ می ۱۹۵۰ تا ۳۰ می ۱۹۵۱ ، میزان وام‌های بانک‌های کشور ۱۲ میلیارد دلار افزایش پیدا کرد. اگر این افزایش وام‌ها اتفاق نمی‌افتاد و پول جدیدی برای وام‌ها خلق نمی‌شد ( حدود ۶ میلیارد دلار تا پایان ژانویه ۱۹۵۱ خلق شد)، افزایش قیمت‌ها نمی‌توانستند پایدار باشند. بطور خلاصه، افزایش قیمت فقط با افزایش عرضه پول ممکن است.




برای مطلع شدن از انتشار سایر مقالات، در خبرنامه عضو شوید :

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *