قانون حداقل دستمزد و آثار اقتصادی آن به زبان ساده – قسمت دوم

علاوه بر مسائل قبلی، طراحی برنامه‌ای حمایتی برای بیکاری ناشی از حداقل دستمزد، خود موجب ایجاد چالشی مهم می‌شود. برای مثال، اگر برای ۴۰ ساعت کار، دستمزد کمتر از ۳۰ دلار را ممنوع اعلام کنیم و سپس برای بیکاران پیشنهاد حمایتی ۱۸ دلار در هفته را بدهیم، به این معناست که اگر شخصی می‌توانست با دستمزد مثلا ۲۵ دلار به اشتغال بپردازد، اما در دوران بیکاری‌اش، با ۱۸ دلار به حمایت از او میپردازیم.

پس جامعه را از خدماتی که او می‌تواند ارائه دهد محروم می‌کنیم و همچنین او را از استقلال و عزت نفسی که می‌توانست با استقلال مالی خود با انجام کاری که می‌خواست بدست آورد، محروم می‌نماییم و همزمان مقداری که می‌توانست با تلاش خود بدست آورد را کاهش دادیم.

این عواقب تا وقتی که مبلغ حمایتی کمتر از ۳۰ دلار باشد، وجود دارد. اگر هم مقدار ۳۰ دلار بعنوان حمایت پرداخت کنیم، درنتیجه به افراد زیادی بابت کار نکردن به میزان افرادی که درحال کار هستند پرداخت می‌کنیم.

بعلاوه، مجموع مبلغ حمایتی هرچقدر که باشد، درواقع ما شرایطی را ایجاد کردیم که افراد فقط برای اختلاف مابین دستمزد و مبلغ حمایتی کار می‌کنند. برای مثال، اگر مبلغ حمایتی ۳۰ دلار باشد و به نیروی کار دستمزد ۴۰ دلار پیشنهاد شود، درواقع در نظر او پیشنهاد ساعتی ۱۰ دلار است، چرا که می‌تواند بدون کار کردن هم مابقی آن عدد را دریافت کند.



برای مطلع شدن از انتشار سایر مقالات، در خبرنامه عضو شوید :

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *