آیا امکان ایجاد یک سیستم برنامه‌ریزی مرکزی با پیشرفت تکنولوژی وجود داره؟

پاسخ کوتاه اینه، بنظرم خیر. اما چرا؟ مساله اینه که این اطلاعات ماشین از کجا بدست میاد؟ آیا با رجحان‌های اظهار شده قراره عمل کنه؟ انسان‌ها همیشه اونطور که میگن، رفتار نمیکنن.

اما رجحان‌های آشکار شده در فرایند بازار ( مثلا با خرید کردن )، داده‌هایی هستند که فقط یکبار اتفاق افتاده و هیچ دلیلی برای تعمیم آنها به آینده نیست.

نکته دیگر اینکه، ما آدم‌‌ها همیشه در بازار درحال انتخابیم. یعنی برگزیدن چیزی یا چیزهایی به قیمت چشم‌پوشی از چیزی یا چیزهایی و اگر گزینه‌های پیش‌روی ما تغییر کنند، ممکنه این انتخاب‌ها تغییر کنه. پس آنچه که ما انتخاب میکنیم، انتخاب ایده‌آل و قطعی ما نیست. فقط انتخاب از گزینه‌های موجوده و با تغییر هر بخشی از شرایط از جمله تجربه‌زیسته، گزینه‌ها، نحوه تعامل افراد با ما و موارد مختلف دیگر ممکنه انتخاب‌های ما تغییر کنند.

حتی نتیجه انتخاب بین دو گزینه x و y ممکن است در دو لحظه مختلف، متفاوت باشد بدلیل تغییر سایر شرایط روندهایی که در بازار آزاد اتفاق می‌افتند، خودشان این معادلات ارزش‌گذاری در ذهن ما را تغییر می‌دهند. به این فکر کنید که رفتار خوب یک فروشنده یا نحوه بیان او، چقدر در انتخاب یک محصول و چشم‌پوشی از یک محصول دیگر موثر است؟

انتخاب‌های ما، اولویت‌بندی‌های ما، دائما درحال تغییر اند. چرا که ما دائما درحال دریافت اطلاعات جدید هستیم. بخش زیادی از علت دریافت این اطلاعات جدید، شانس ماست.

یعنی اگر در لحظه‌ای، در مکان x نبودیم، درنتیجه اطلاعات y نصیبمان نمی‌شد و یا ممکن است این اطلاعات بدلایل مختلف از جمله تجربه‌های قبلی ما، در ذهن هر فرد به گونه‌ای متفاوت تحلیل شوند و نتیجه متفاوتی داشته باشند.

قطع یا محدود کردن ارتباط ما با بازار، سبب می‌شود معادلات به گونه دیگری در ذهن ما شکل بگیرند که نتیجه انتخاب‌های ما در شرایط بازار آزاد با بازار محدود متفاوت باشد.

پس نمی‌توان الزاما مدعی شد ما وقتی بازار را محدود کردیم، می‌توانیم به همان داده‌هایی دست یابیم که در بازار آزاد می‌توانستیم. چرا که بخش زیادی از این داده‌ها از همان بازار می‌آمدند و انگیزه‌ها و انتخاب‌های ما را تحت تاثیر قرار میدادند.

یه سوال دیگر هم مطرحه. فرضا برایمان اهمیتی نداشته باشد آن اتفاقات در بازار و به آن اطلاعات توجهی نکنیم. فرضا ماشین بتواند بر ذهن ما مسلط شود و بفهمد هر اتفاقی چه نتیجه‌ای در ذهن و ارزش‌گذاری‌ها و اولویت‌بندی‌های ما دارد.

اما، ما انسان‌ها واقعا اختیار داریم یا رفتار ما در هر لحظه، برایند تعداد مشخصی از فاکتورهاست؟ اگر ما برایند تعدادی فاکتور هستیم و با شناخت کامل ذهن می‌توان به پیشگویی صد درصدی انتخاب‌هایمان بپردازیم، شاید ماشین بتواند بجایمان انتخاب کند.

اما اگر اختیار داشته باشیم و یعنی در هرلحظه بتوانیم برخلاف ارزش‌گذاری‌ها و اولویت‌بندی‌هایمان تصمیم بگیریم، آنوقت دیگر ماشین نمی‌تواند انتخابمان را پیشبینی کند. پس بازهم ماشین نمی‌تواند بجای ما تصمیم بگیرد.


برای مطلع شدن از انتشار سایر مقالات، در خبرنامه عضو شوید :

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *